السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

512

تفسير الميزان ( فارسي )

و حكمى ديگر را به كرسى بنشانند ، هم چنان كه قائلين به قياس و استحسان ( يعنى اكثر علماى اهل سنت كه احكام شرع را با آن اثبات مىكنند ، مثلا مىگويند چون فلان موضوع شبيه به آن موضوع ديگر است پس حكم همان موضوع را هم دارد ) نظير چنين خطايى را مرتكب شده‌اند ، با اينكه قياس فقهى و استحسان و آن اظهار نظرهايى كه نامش را شم الفقاهه مىگذارند ، امارات و نشانه هايى است براى كشف حكم نه براى جعل حكم كه البته بحث در اطراف مساله قياس و استحسان ارتباطى با كار ما كه تفسير قرآن كريم است ندارد ، بايد در آن باره به كتب اصول مراجعه نمود . قرآن كريم همه اين روشها را باطل دانسته و اثبات كرده است كه احكام تشريع شده اش همه فطرى و روشن است ، و تقوا و فجورى كه در فطرت همه انسانها هست الهامى است علمى كه جزئيات آن فقط و فقط بايد از ناحيه وحى گرفته شود ، نه كار حس است و نه كار تجربه - به آيات زير توجه فرمائيد - « وَلا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِه عِلْمٌ » « 1 » ، « وَلا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ » « 2 » . قرآن كريم علاوه بر اينكه ريشه همه احكام الهى را فطرت بشر دانسته ، شريعت تشريع شده را حق ناميده ، به اين آيات توجه فرمائيد : « وَإِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً » « 3 » ، و چگونه مىتواند جايگزين حق و مصلحت باشد با اينكه در پيروى ظن خوف آن هست كه انسان در خطر باطل واقع شود و معلوم است كه خويشتن را در خطر باطل افكندن ضلالت است ، « فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ » « 4 » ، « فَإِنَّ اللَّه لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ » « 5 » ، يعنى ضلالت شايستگى آن را ندارد كه انسان را به خير و سعادت برساند ، پس كسى كه مىخواهد از راه باطل به هدف حق برسد ، و يا از راه ظلم به عدالت منتهى شود ، و يا از راه سيئه به حسنه و از راه فجور به تقوا دست يابد ، راه را خطا رفته است ، و از عالم صنع و ايجاد كه ريشه شرايع و قوانين است توقعى كرده كه هرگز و به هيچ وجه به آن نمىرسد ( و مثل كسى مىماند كه به اميد دستيابى به آتش دست خود در آب كند ، و در شكم آب به جستجوى آتش بپردازد ) اگر چنين چيزى ممكن بود

--> ( 1 ) چيزى را كه بدان علم ندارى پيروى مكن . « سوره اسرى ، آيه 36 » . ( 2 ) گامهاى شيطان را ( كه همه به سوى دوزخ است ) پيروى مكنيد . « سوره بقره ، آيه 168 » . ( 3 ) همه احكام خدا بر حق و بر طبق مصلحت است ، و پيروى از ظن حتى جايگزين يكى از آن مصالح نيست . « سوره نجم ، آيه 28 » . ( 4 ) بعد از حق چه چيزى به جز ضلالت هست . « سوره يونس ، آيه 32 » . ( 5 ) براى اينكه خدا هدايت نمىكند كسى را كه گمراه كرده است . « سوره نحل ، آيه 37 » .